سلام به برادران محترم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 21:14  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 
                                                            بنام خدا

در سال چهارم جنگ، نیرو های زمینی دو طرف به تعادل رسیده بودند. ولی در خلیج فارس وضع به گونه دیگری بود. در یک مقطع دو ساله، کشورهای کویت، ایالات متحده، اردن و آفریقای جنوبی در یک همکاری تنگاتنگ، نفت خام هدیه شده از سوی کویت را در نفت‌کش‌های با پرچم آمریکا بارگیری کرده و به آفریقای جنوبی منتقل می‌کردند. آفریقای جنوبی در عوض سوخت مورد نیاز عراق را به بندری در اردن تحویل می‌داد. همزمان جزیره خارک به عنوان پایانه اصلی صدور نفت ایران توسط هواپیماهای پیشرفته‌ای که فرانسه به عراق تحویل داده بود، مسدود شد. به این ترتیب ایران وارد جنگ نفت کش ها  شد.

طرف عراقی تنها در طول سال ۱۳۶۳ دست به حمله به ۳۳نفت کش  زد. ایران نیز با حمله به ۱۷ نفتکش به این عمل واکنش نشان داد. واکنش هاشمی رفسنجانی به این مسئله این بود که تهدید کرد اگر جلوی صادرات نفت ایران از خلیج فارس گرفته شود، آنگاه دیگر هیچ کشوری نخواهد توانست از نفت خلیج فارس استفاده کند. دو هفته بعد، شورای امنیت به این تهدید ایران واکنش نشان داد و با صدور قطعنامه 552 طرفین را از حمله به کشتی‌های غیر نظامی بازداشت.

 

 


برچسب‌ها: جنگ نفت کش ها
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ساعت 23:30  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 
 

عراق در آغاز جنگ، ۱۳۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود. با انجام چهار عملیات موفقیت آمیز ایران با نام‌های  عملیات ثامن الائمه،عملیات طریق القدس،عملیات فتح المبین،وعملیات بیت المقدس، ۸۶۰۰ کیلومتر از این اراضی به شکل نظامی آزاد شد. از ۵۰۰۰ کیلومتر مربع باقی‌مانده، عراق به صورت داوطلبانه از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر (پس از آزادی خرمشهر) عقب نشینی نمود. ولی ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر از خاک ایران (شامل شهرهای مهران و نفت شهر  ) همچنان و تا پایان جنگ در تصرف ارتش عراق باقی ماند.

اگرچه پس از آزادی خرمشهر ایران دو عملیات موفق دیگر نیز (ازجمله در منطقه  سومار) انجام داد، ولی شکست نیروهای نظامی این کشور در مقابل ارتش عراق در عملیات رمضان (تابستان ۱۳۶۱) و در منطقه بصره  موجب شد ایران برتری تبلیغاتی و روحی خود را از دست بدهد. گفته می‌شود که عملیات رمضان بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم بوده‌است. در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. عراق به سادگی از توپخانه برای قتل عام ۳۰۰۰۰ سرباز ایرانی استفاده کرد. عملیاتی که درواقع هیچ دستاوردی برای ایران نداشت.ژنرال ماهر عبدالرشید در این باره گفت:

برای نابود کردن هر حشره مزاحمی، حشره‌کش مناسب وجود دارد که بدون توجه به تعداد حشره‌ها، آنان را دفع می‌کند. و مهاجمان (ایرانی) بدانند که عراق حشره کش مناسب برای دفع آنان را دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ساعت 15:9  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 
                                                          بنام خدا

طرح عربی صلح

آزادسازی خرمشهر نقطه عطف بزرگی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود. دو کشور با تصمیم سرنوشت ساز ادامه جنگ یا اعلام آتش بس روبرو بودند. سازمان ملل به خواست صدام به ایران اصرار کرد که آتش بس را بپذیرد. ولی موانع زیادی بر سر این آتش بس وجود داشت. عراق همچنان بر نقض معاهده الجزایر و حق حاکمیت بر اروندرود پافشاری می‌کرد. از سوی دیگر عراق هنوز بخش‌های از خاک ایران را در تصرف خود داشت و روح‌الله خمینی هم می‌خواست صدام از قدرت کنار برود. این بود که ایران آتش بس پیشنهادی در قطعنامه 514 شورای امنیت را نپذیرفت. اگرچه  احمد خمینی پیش از مرگ تاکید داشت که روح‌الله خمینی با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر مخالف بوده‌است.

آزادی خرمشهر نشان از پیروزی قریب‌الوقوع ایران در جنگ داشت. شرایطی فراهم شده بود که ایران بتواند غرامت قابل توجهی از عراق و متحدین عرب او (به ویژه عربستان سعودی ) که به شدت ترسیده بودند دریافت کند. اسپنسر تکر در دانشنامه جنگ‌های خاورمیانه به طرح میانجیگرانه‌ای اشاره می‌کند که بر اساس آن، عربستان سعودی پس از آزادی خرمشهر پیشنهاد نمود تا غرامت جنگ توسط کشورهای عربی به ایران پرداخته شود و عراق نیز بخشی از خاک ایران را که در تصرف داشت ترک کند. به گفته اسپنسر تکر مقامات ایران این پیشنهاد را رد کرده و خواهان بازگشت یکصد هزار شیعه عراقی که توسط صدام اخراج شده بودند به کشور عراق شده بودند. به گفته تکر شرط دوم ایران پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار غرامت به جای ۷۰ میلیارد دلار پیشنهادی عربستان و شرط سوم برکناری صدام از قدرت بوده‌است. یک ژورنال تخصصی که در سال ۱۹۸۴ (دو سال پس از آزادی خرمشهر) منتشر شده‌است، مبلغ پیشنهادی عربستان را ۲۵ میلیارد دلار ذکر کرده‌است. در یک کتاب منتشر شده توسط مرکز تحقیقات استراتژیک  امارات عربی متحده ، بدون اشاره به مقدار غرامت پیشنهادی، این مبلغ «قابل ملاحظه» توصیف شده‌است.  علی اکبر ولایتی اصل وجود چنین پیشنهادی در آن زمان را مورد تائید قرار دادهو حتی هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ خود می‌نویسد:

وابسته نظامی ایتالیا گفته: کشورهای نفت خیز منطقه مایلند شصت میلیارد دلار خسارات جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است منصرف شود.

هاشمی رفسنجانی بعدها در مرداد ۱۳۸۹ در یادداشتی گفته‌است:

در گفت وگوها هیچ ضمانتی برای جلوگیری از تکرار شرارت‌های صدام نمی‌دادند.... میانجی‌ها که اکثراً کشورهای عرب منطقه بودند... اقدام به انتشار شایعات بی اساس می‌کردند که یکی از خبیث ترین شایعات آنان پیشنهاد غرامت‌ها پس از فتح خرمشهر بود. شایعه‌ای که با همه بی اساس بودنش، در افواه افتاد

 عزت الله سبحانی و هدی صابر استدلال کرده‌اند که اگر هم برای ایران مقدور نبود که در این مقطع غرامت جنگ را از دولتهای عربی دریافت کند، نفس برقراری آتش‌بس و پذیرش صلح در سال دوم جنگ مانع گسترش و افزایش خسارت و تلفات می‌شد و این به مصلحت ایران بود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ساعت 23:53  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 
         

آغاز پیروزی های ایران :

سرانجام ابوالحسن بنی صدر در ابتدای تابستان ۱۳۶۰ از ریاست جمهور عزل شد. این امر موجب شد تا در زمینه جنگ درتهران تمرکز تصمیم‌گیری به وجود آید. از طرفی اختلافات میان ارتش و سپاه نیز حل و فصل شد و این دو نیرو آماده همکاری و انجام عملیات مشترک شدند. همزمان فرماندهی کل عملیات نظامی در جبهه‌ها به ولی الله فلاحی از امیران باتجربه ارتش سپرده شد. در کنار این مسئله کسب تجربه توسط فرماندهان جوان سپاه، موجب بهبود توان تاکتیکی، برنامه ریزی صحیح و اطلاعات و امنیت بهتر عملیات شد. پیروزی‌های ایران از این دوره آغاز شد.

در شهریور ۱۳۶۰ خبرنگاران غربی که برای نخستین‌بار از سوی ایران اجازه یافته بودند از جبهه‌های جنگ بازدید کنند، در گزارش‌های خود از شور و امید به زندگی در نیروهای ایرانی خبر دادند. در طی یک عملیات سه روزه ایران موفق شد شهرآبادان  را پس از حدود یک سال از محاصره خارج کند و امیدهای صدام را برای به دست آوردن سهم بیشتر از اروندرود برباد دهد. این پیروزی آن‌چنان غیر منتظره بود که برخی گمان می‌کردند نظامیان عراقی در این جبهه بر علیه صدام کودتا کرده‌اند. همزمان نیروی هوایی تاسیسات نفتی کرکوک در شمال عراق و دو مرکز نفتی در کویت را که واسطه مبادله نفت خام عراق با محصولات سوختی بودند بمباران کرد.

در دوم فروردین ۱۳۶۱ ایران طی عملیات فتح المبین موفق شد مناطق استراتژیکی را از تصرف عراق خارج کند و دست‌کم ۱۵۰۰۰ عراقی را به اسارت بگیرد. پس از این عملیات ابتکار استراتژیک در جبهه‌ها به دست نیروهای ایرانی افتاده بود.

آزاد سازی خرمشهر:

مدتی پیش از فتح خرمشهر، تحلیلگران سازمان سیا در ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که در صورت ادامه همین روند، عراق در جنگ با ایران شکست خواهد خورد. در سوم خرداد ۱۳۶۱ ایران به یک پیروزی بزرگ دیگر دست یافت. عراق که هنوز از شگست حصر آبادان ترمیم نیافته بود، خود را با عملیات فتح بیت المقدس روبرو دید. این عملیات در سه محور جنوب سوسنگرد در شمال خوزستان، جاده اهواز خرمشهر در مرکز و خود شهر خرمشهر انجام شد و در هر سه محور به پیروزی ایران منجر شد. تنها کمتر از ۲۸ ساعت از آغاز عملیات، نیروهای ایرانی کنترل شهر را به دست گرفتند. در حین عملیات ۱۵۰۰۰ سرباز عراقی کشته و یا اسیر شدند.

تحلیلگران سیا پیش بینی می‌کردند که احتمال مداخله سایر اعراب در جنگ و منطقه‌ای شدن آن نیز وجود دارد. تا اوایل تیرماه ۱۳۶۱،رونالدوریگان  به این نتیجه رسید که ایالات متحده نمی‌تواند اجازه دهد که عراق بازنده این جنگ باشد و باید به هر قیمتی جلوی شکست کامل عراق را بگیرد. رئیس بخش خاورمیانه شورای عالی امنیت ملی آمریکا در دولت ریگان، سال‌ها پس از پایان جنگ ایران و عراق و زمانی که آمریکا در دهه ۹۰ میلادی رو در روی صدام ایستاده بود در این باره گفت:

این‌گونه نبود که ما می‌خواستیم عراق «برنده» جنگ باشد. خیر. ما فقط مایل نبودیم عراق «بازنده» جنگ باشد. ما را واقعاً ساده فرض نکنید. ما می‌دانستیم که او (صدام حسین) یک «حرامزاده» است. ولی او، «حرامزاده» خودمان بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ساعت 19:44  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 

 بنام خدا

از زمستان ۱۳۵۹ که امید دست یافتن به یک پیروزی سریع برای عراق به یاس مبدل شد، شوروی حمایت تسلیحاتی خود از عراق را متوقف کرد. عراق نیز ناچار شد در مصرف تسلیحات خود محافظه‌کاری بیشتری نشان داده و عملیات نظامی خود را کندتر کند. از طرفی ایران نیز درگیر مشکلات داخلی خود شده‌بود. اختلافات میان سپاه پاسداران و ارتش از یک سو و اختلاف میان ابوالحسن بنی‌صدر و اکثریت  مجلس شورای اسلامی از سوی دیگر موجب شده بود تا انسجام تصمیم گیری در زمینه جنگ وجود نداشته باشد. از سوی دیگر ایران نیز همچون عراق درگیر مسئله تامین تجهیزات نظامی مورد نیاز خود بود.

در همین زمان نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» در غرب این کشور (۵۰ کیلومتری مرز اردن) منتقل کند تا از برد هواپیماهای ایران خارج باشند. با این حال خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری درهوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا ۴۶ هواپیمای عراقی (۱۵ تا ۲۰ درصد از کل نیروی هوایی عراق در آن زمان) را روی زمین منهدم نمایند. این حمله به عملیات اچ3  معروف شده‌است.

نیروی هوایی حلقه فراموش‌شده‌ای بود که در نهایت کل عملیات جنگی عراق را به شکست کشانید. نیروی هوایی عراق نمی‌توانست با نیروی هوایی و هوانیروز ایران هماوردی کند چرا که از قدرت آتش، هواپیماهای توانا و تمرینات مناسب برخوردار نبود. حکومت عراق از این موضوع آگاه بود اما تصور می‌کرد که وضعیت نیروی هوایی و هوانیروز ایران هم به نابسامانی دیگر بخش‌های ارتش ایران باشد. آن‌ها همچنین امیدوار بودند که با حمله هوایی نخست خود به پایگاه‌های هوایی مهم ایران نیروی هوایی این کشور را زمین‌گیر کنند. اما در عمل نیروی هوایی ایران تنها پس از ۲۴ ساعت به یک دستگاه جنگی تبدیل شد و نه تنها به تمام خاک عراق حمله‌ور شد بلکه آسیب شدیدی هم به نیروی زمینی عراق وارد کرد. نیروی هوایی ایران تنها پس از سه هفته با نابود کردن کامل تدارکات عراق و اکثر پایگاه‌های نظامی آن در نزدیکی جبهه یورش نیروهای عراقی را متوقف کرد، و اگر وضعیت هوا در آن برهه زمانی آن قدر بد نبود، این کار در مدت کوتاهتری انجام می‌شد. نیروهای عراقی در شرایطی نبودند که قادر به مقابله بااف 14 های ایرانی باشند و حتی توانایی جلوگیری از خسارات سنگینی را که جنگنده‌های اف4و اف5و هلیکوپترهای کبرای ایرانی به نیروهای زمینی آنان وارد کردند، نداشتند. نیروی هوایی و هوانیروز ایران در نابودسازی خودروهای نظامی، ادوات توپخانه‌ای و تدارکات ارتش عراق به قدری موفق بود که توانایی هجومی ارتش عراق تقریبا از بین رفت. واحدهای زرهی و مکانیزه ارتش عراق دستور داشتند تا به جای درگیر شدن در جنگ شهری در فاصله بین شهرها پیشروی کرده و ارتباط آن‌ها را قطع کنند اما تلاش آن‌ها بی‌ثمر ماند چراکه برای محاصره شهرهای خوزستان به تدارکات نیاز داشتند و مسیرهای انتقال تدارکات آن ها در معرض حملات مداوم و سنگین نیروی هوایی ایران بود. در نتیجه آن‌ها فقط یک شهر مهم یعنی خرمشهر را که تنها چند کیلومتر از مرز فاصله دارد به تصرف خود درآوردند. عراق برای تصرف خرمشهر به جنگ شهری خانه به خانه روی آوردند که نیروی هوایی نمی‌توانست در آن چندان موثر باشد. با فتح خرمشهر ذخایر استراتژیک عراق به قدری کاهش یافته بود که آن‌ها تا چندین سال قادر به آغاز هیچ عملیات هجومی دیگری نبودند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت 16:18  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 

                                                        بنام خدا

عراق در 31 شهریور (22سپتامبر1980) حمله به ایران را آغاز کرد. نیروهای عراقی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند.

در نخستین پیشروی ارتش عراق به خاک ایران حدود سی هزارکیلومتر مربع از خاک ایران به اشغال نیروهای متجاوز درآمد. در این ایام، واحدهای مختلف نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبهه جنوب برسانند. نیروی زمینی ارتش توان مقابله پایاپای را با عراق نداشت. در همین زمان قاسمعلی ظهیرنژاد نظریه دادن زمین در مقابل گرفتن زمان را مطرح کرد که با مخالفت اکثر فرماندهان ارتش روبرو شد.  نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبهه شمالی حدود ۲۵ کیلومتر در اطراف قصر شیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبهه میانی و در اطراف مهران، هردو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند. این حملات برای پشتیبانی از حمله اصلی در خوزستان انجام شد. صدام تصور می‌کرد که مورد استقبال مردم خوزستان که بخشی از آنان عرب یا عرب زبان  بودند قرار خواهد گرفت.

رزمنده داوطلب ایرانی که برای اعزام به جبهه جنگ آماده می‌شود.

هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان ، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. عراق کسب این هدف را یک پیروزی استراتژیک برای خود تلقی می‌کرد. ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ای افتادند که سلاح‌های ناچیزی همچون تفنگ ام 1 گاراند ، نارنجک و کوکتل مولوتوف داشتند، سازماندهی نشده بودند و از هر آموزش نظامی پیش از جنگ محروم بودند. ولی در عوض انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند. این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه‌های خرمشهر شد. تصرف خرمشهر برای عراق به ۱۵ روز زمان و۵۰۰۰ کشته نیاز داشت و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی در این شهر بود. شهری که مدت‌ها به افتخار این نبرد، خونین‌شهر نامیده می‌شد.

پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهر آبادان را به‌طور کامل محاصره کند. عراقی‌ها که بر حمایت عرب های خوزستان از ارتش خود، دست‌کم در  شمال خوزستان حساب کرده‌بودند، بازهم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را به‌خاطر مقاومت یک گروه کوچک مردمی از دست داد. نقشه اولیه صدام، یک پیروزی سریع در حداکثر چند هفته بود. صدام و حتی بسیاری از تحلیلگران غربی هرگز پیش‌بینی شکست عراق در دستیابی به این اهداف و آغاز یک جنگ فرسایشی طولانی را نمی‌کردند.

به گفته مقامات سابق ارشد عراق وظیفه اصلی ارتش عراق در یورش اولیه خود این بود که توپخانه ایران را از مرزهای عراق دور کرده تا قادر به بمباران شهرهای عراقی، به ویژه، بصره نباشند. این کار بایستی در طول سه تا هفت روز انجام می‌شد و سپس بغداد برای مذاکره با تهران وارد عمل می‌شد. این طرح بر اساس استراتژی جنگی استاندارد عربی آن دوران تهیه شد که بر یورش سنگین نخست و سپس مذاکره بر اساس «وضعیت جدید» تأکید داشت. بنابراین نیروهای عراقی در خاک ایران نمی‌بایست بیش از ۴۰ کیلومتر پیشروی کنند و هیچ برنامه‌ای برای حفظ خاک ایران در مدتی طولانی وجود نداشت. اما در عمل این ایده بی‌ثمر بود چراکه ایرانی‌ها حاضر به مذاکره نبودند، آن‌هم در شرایطی که نیروهای عراقی تا آن حد در خاک ایران پیشروی کرده بودند. ضمن اینکه روحانیت حاکم بر ایران علاقمند به گسترش جنگ و استفاده از آن برای دستیابی به مقاصد خود بود. حمله عراق نه تنها باعث فروپاشی حکومت ایران از درون نشد بلکه درست برعکس به آن فرصت داد تا خود را در قدرت تثبیت کند. ارتش عراق هرچند به خوبی مجهز شده بود اما آمادگی کاملی برای جنگ نداشت و البته ایرانی‌ها از این نظر در وضعیت نامناسب‌تری قرار داشتند. مهمترین بخش ارتش عراق به طور غیرمنتظره‌ای خوب جنگید: حملات تانک‌های عراقی در دشت‌های میان شهرهای ایران بارها ایرانیان را غافلگیر کرده و صدمات سختی را به واحدهای پراکنده ایرانی در طول خط مقدم وسیع نبرد وارد کرد. هرچند بسیاری از تحلیل‌گران شیوه عملیاتی عراق را بر گرفته از سبک شوروی توصیف می‌کنند اما آن‌ها در واقع بسیار بیشتر تحت تاثیر نظریات جنگی بریتانیایی قرار داشتند هرچند ارتش عراق تقریباً به طور کامل با تانک‌ها، نفربرها، و توپخانه روسی تجهیز شده بود.

در جریان حمله جسورانه عراق به شرق کارون در اواخر مهرماه که مدافعین ایرانی را غافلگیر کرده و به آشوب کشانده بود، نیروی هوایی و هوانیروز ایران با وجود مشکلات اطلاعاتی برای هدف‌گیری رخنه‌هایی در مواضع عراقی پدید آورده و بسیاری از خودروهای عراقی را نابود کردند. در این حمله بخش‌هایی از سپاه پنجم مکانیزه و سپاه ششم زرهی عراق با ایجاد سرپل کوچکی در بخش شرقی رود در نزدیکی دارخوین  نیروهای ایرانی را غافلگیر و مسیرهای تدارکاتی ایران را در معرض تهدید قرار دادند. آن‌ها از این نقطه می‌توانستند به سمت شمال و شرق پیشروی کرده و دزفول را به محاصره درآورند. در اواخر مهر نیز یک اسکادران اف-۱۴ برتری هوایی را بر فراز میدان جنگ در خوزستان تأمین کرده و با سرنگون کردن حدود ۱۲ جنگنده عراقی تنها در دو روز به نیروهای ایرانی اجازه داد تا پدافند هوایی عراق در منطقه را که شامل چندین پایگاه سام 6 می‌شد پاکسازی کرده و شبکه تدارکاتی عراق را منهدم کنند.

در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ  هوشنگ عطاریان پدر جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند، در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمده‌است:

بعد از ظهر امروز هوشنگ عطاریان فرمانده نیروی زمینی ارتش در جبهه غرب کشور، قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبهه غرب کشور ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند

دو سال بعد، سرهنگ هوشنگ عطاریان به علت توده‌ای بودن دستگیر و به اتهام: عامل نفوذی عراق، تیرباران شد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ساعت 23:29  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 
                                                         بنام خدا

در طول سال‌های جنگ قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات کاهش و قدرت نظامی عراق افزایش یافت. پیش از آغاز جنگ (سال ۱۹۸۰) ارتش عراق دارای ۴۴۳۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران ۳۹۰۰۰۰ ارتشی داشت. عراق ۲۷۵۰ تانک و ایران ۱۷۳۵ تانک داشت. عراق ۳۳۹ هواپیمای نظامی و ایران ۴۴۷ هواپیما داشتند، هشت سال بعد و در پایان جنگ (سال ۱۹۸۸) عراق دارای ۱۰۰۰۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران تنها ۶۰۰۰۰۰ نفر دراختیار داشت. عراق ۴۰۰۰ تانک در مقابل ۱۰۰۰ تانک ایران داشت. عراق ۶۰۰ هواپیما و ایران تنها ۵۰ هواپیمای جنگنده قابل پرواز داشت. با این تعداد هواپیمای جنگنده از انواع-، میگ 29 وسوخو24 داسومیراژاف 1 نیروهای هوای عراق  در پایان جنگ به ششمین نیروی هوای عظیم جهان تبدیل شده بود.

نوع تجهیزات

ایران پیش از جنگ

ایران پس از جنگ

عراق پیش از جنگ

عراق پس از جنگ

افراد نظامی

۳۹۰۰۰۰ نفر

۶۰۰۰۰۰ نفر

۴۴۳۰۰۰ نفر

۱۰۰۰۰۰۰ نفر

تانک

۱۷۳۵ دستگاه

۱۰۰۰ دستگاه

۲۷۵۰ دستگاه

۴۰۰۰ دستگاه

هواپیمای جنگی

۴۴۷ فروند

۵۰ فروند

۳۳۹ فروند

۶۰۰ فروند

 

                             

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ساعت 17:52  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 

                                                             بنام خدا

 

عهدنامه الجزایر1975

دراجرای قطعنامه ی 348شورای امنیت،هیات های نمایندگی دوکشور ایران وعراق،مدت 17روز(21مردادتا6شهریور1353)دراسلامبول با یکدیگر ملاقات ومذاکره کردند.این امرباتشدیدحملات کردهاعلیه عراق وباحمایت مستقیم وموثرایران مقارن بود.دراین مذاکرات،توافق شد که وزیران خارجه ی دوکشوربایکدیگردیدارکنند.به دنبال این توافق،وزرای خارجه دوکشور درژانویه ی1975دراسلامبول بایکدیگر ملاقات کردند،ولی نتیجه ی مطلوبی ازمذاکرات به دست نیامد،زیراوزیرخارجه ی عراق برحاکمیت دراروندرودتأکید،وآن راجزء سرزمین ملی عراق قلمدارکرد.

درمارس1975(اسفند1353)جلسه ی سالانه سران اوپک درالجزیره تشکیل شد.رییس جمهور وقت الجزایرکه میزبان اجلاس اوپک بود،برای حل اختلاف بین دوکشورمیانجی شد ورؤسای هردوکشورایران وعراق با آن موافقت کردند ودر روزهای 4تا6مارس طی دوجلسه،مذاکرات طولانی بین شاه وایران وصدام حسین-که درآن موقع معاون رییس جمهور عراق بود-انجام گرفت و«هواری بومدین»،رییس جمهور الجزایر،نیز درگفتگوها حضور داشت.در جلسه ی آخرسران  اوپک،هواری بومدین درمیان تعجب حاضران،خطاب به رؤسای کشورهای شرکت کننده اعلام کرد:«خوشوقتم به اطلاع شما برسانم که روز گذشته یک توافق کلی بین دو کشور برادر،ایران وعراق،برای پایان دادن به اختلافات آن ها حاصل شد.»

بررسی سوابق مناقشات مرزی ایران وعراق

اصولاًَموارد توافق طرفین که به نام «اعلامیه ی الجزایر»معروف است،درتاریخ6 مارس1975(15اسفند1353)به شرح زیر انتشار یافت:

1.طرفین،مرزهای زمینی خودرابراساس  پروتکل اسلامبول1913وصورت جلسات1914تعیین کنند؛

2.دوکشور،مرزهای آبی خودرا بر اساس خط تالوگ تعیین کنند؛

3.طرفین متعهد می شوند که مرزهای خود کنترل دقیق ومؤثری به منظورقطع هرگونه رخنه نفوذکه جنبه ی «خرابکانه ی»داشته باشد،اعمال کنند؛

4.مقررات فوق،عوامل تجزیه ناپذیربرای یک راه حل کلی بوده،درنتیجه،نقش هریک ازمواد فوق باروحیه ی توافق الجزایر مغایراست.

پس ازصدوراعلامیه ی مشترک الجزیره،وزیران امورخارجه ی ایران وعراق والجزایر طی چندین نشست در تهران وبغدادوالجزیره،درمورد حل کلیه ی مسایل مورداختلاف مذاکره وتوافق کردند،که نتیجه ی این توافق،امضای«عهدنامه ی مرزی1975»بود.این عهدنامه دارای سه پروتکل ضمیمه ویک الحاقیه به شرح زیراست:

1.پرتکول مربوط به علامت

گذاری مجددمرززمینی بین ایران وعراق؛

2.پرتکول مربوط به تعیین مرزرودخانه های بین ایران وعراق؛

3.پرتکول مربوط به امنیت درمرزایران وعراق؛

4.الحاقیه ی مربوط به بند5 ماده ی 6عهدنامه.

عهدنامه ی 1975دارای چهارپرتکول تکمیلی نیزهست،که در26سامبردربغدادبه امضارسید.این پرتکول هاعبارتنداز:

1.پرتکول استفاده ازآب رودخانه های مرزی؛

2.پرتکول مقررات مربوط به کشتیرانی؛

3.پرتکول تعلیف احشام؛

 4.پرتکول کلانتران مرزی؛

عهدنامه ی 1975وپرتکول های منضم به آن رامجالس قانون گذاری ایران وعراق تصویب کردندواسنادتصویب آن در22ژوئن 1976درتهران مبادله شدواز همان تاریخ قراردادهای مذکور لازم الاجراگردید وچون طبق ماده ی 102منشورملل متحد،معاهدات بین دو ویاچند کشورباید دردفتر سازمان ملل متحدبه ثبت  برسد،کلیه ی اسنادفوق به شماره های 14903تا14907تحت عنوان«معاهدات ایران وعراق»دردبیرخانه ی سازمان ملل متحد به ثبت رسید.

بررسی اعلام الجزایر

1.به طوری که ازمواد اعلامیه استنباط می شود،دولت ایران طبق ماده ی اوّل اعلامیه،اختلاف مرزهای زمینی خودرابه سودعراق حل کرده وبه موجب آن وبراساس پرتکول اسلامبول ،قبول می کند مقداری از اراضی راکه درتصرف ایران قرارداشته  است،به دولت عراق بدهد.

2.برابرماده ی دوم اعلامیه،یکی از ریشه های اصلی اختلاف که تعیین خط تالوگ به عنوان خط مرزی درشط العرب بود،به نفع ایران ل می شودوعراق می پذیردکه خط مرزی تالوگ راکه روش متداول بین المللی است،به رسمیت بشناسد.

3.ماده ی سوماعلامیه،به طوری که ملاحظه می گردد،به نفع عراق حل می شود؛زیرابه موجب آن،ایران به طورتلویحی می پذیرد که ازحمایت کردهادرشمال عراق که مشکل بزرگی برای دولت عراق بودند،دست برداردوبا همکاری عراق،در حفظ امنیت مرزها وجلوگیری از نفوذهرعاملی  که مزاحمی برای هریک ازدوطرف ایجادکند،اقدام نماید.

4.ماده ی چهارم اعلامیه که ازیک جهت واجد اهمیت خاص است،زیراتأکیدمی کندکه سه راه حل موادفوق ،عناصرجداناپذیراست وعمل به یکی ازاجزای متشکله ،باروح توافق الجزیره مغایرخواهدبود.بنابراین ،ماده ی چهارم برجامعیت توافق طرفین دلالت می کند وهمه ی توافق هارایک واحدمشخص می پنداردکه تفکیک ناپذیرتلقی می شوند.

5.عهدنامه ی مرزی 1975که براساس توافق اعلامیه ی الجزایربین طرفین منعقدشد،درمقدمه ی نسبتاًَطولانی خوداز«اداره ی صادقانه»هردو کشوروپیوندهای تاریخی ومذهبی وفرهنگی بین طرفین یادمی کند،که از تصمیم جدّی دولت ایران وعراق درحل اختلاف وتحکیم روابط دوستانه حکایت دارد؛مخصوصاٌَدرماده ی 4به چهارنکته ی مهم اشاره می کند:

اوّل آن که،هرسه پرتکول مرزهای زمینی ،رودخانه ای وامنیت درمرزها«جزء لایتجزای »عهدنامه هستند؛دوم آن که،پرتکل ها برای همیشه باید مورداحترام قرارگیرند؛نکته ی چهارم ،اصل پیوندویگانگی آن ها راتأکیدکرده وتصریح می کندکه مقررات سه پرتکول ،«عناصرغیرقابل تجزیه ی یک راه حل کلی راتشکیل می دهند.»پس این اصل،نشانگرتصمیم وقصدهردوکشوردرحل کلیه ی اختلافات است.

همچنین ماده ی6عهدنامه،شیوه های دقیق ومشروحی درباره ی چگونگی حل اختلافات ارایه می دهدوتأکیدمی کندکه طرفین در مرحله ی اول بایدبایکدیگر به طور مستقیم مذاکرات دو جانبه  به عمل آورندودر صورتی که درظرف دوماه   به حل اختلاف نایل نشدند،درمدت سه ماه به میاجنیگری دولت ثالث متوسل شوندودرصورت عدم توافق ازطریق میانجی ،درظرف مدت یک ماه،حل اختلاف رابه داوری ارجاع کنند.

6.ازویژگی های دیگرقراردادالجزایر نسبت به چهارقرارداداخیرکه بین ایران وعثمانی منعقدشد،این است که قراردادالجزایر،میانجی،دولت های روس یاانگلیس نیستندکه دستوردهنده وتنظیم کننده ی متن قراردادباشند،بلکه این بارمیانجی ،الجزایراست که به عنوان دودوست مشترک دودولت ایران وعراق تلاش می کند.درقراردادهایی که میانجی،روس ویاانگلیس بود،دولت های ایران وعراق نمی توانستندآزادانه وباابتکارخودبرسرمیزمذاکره بنشینندواختلاف خودرابایکدیگربدون واسطه حل کنندودرهرموردناگزیربودندکه دیدگاه های تحمیل شده ازسوی روس  یاانگلیس رالحاظ کنند،امّادرقراردادالجزایر،آن چه به چشم می خورد؛قصد،رضاوآزادی طرفین درحل اختلاف بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ساعت 16:51  توسط اسماعیل نیسی زاملی  | 

                                                             بنام خدا

اوضاع سیاسی ایران

یکی از نشانه های بارز اوضاع سیاسی ایران بعداز پیروزی انقلاب اسلامی،حاکمیت لیبرال هاست.تحقیا"ازآغازنخست وزیری مهندس بازرگان (16بهمن1357)تاسقوط بنی صدردر1360رامی توان دوره ی حاکمیت لیبرال هانامید.مهندس بازرگان وهمفکرانش درسیاست خارجی معتقدبه عادی سازی روابط باآمریکا،ودرسیاست داخلی معتقدبه جذب تمام گروه های سیاسی بودند،حتی گروه هایی ازنظرماهوی باحکومت اسلامی،خصوصا"حکومتی که در راس آن ولی فقیه عادل وجامع الشرایط باشدمخالف بودند.باهمین دلیل با لیبرال هادرمقابل نیروهای انقلابی پیروخط امام(ره)وحدت تاکتیکی برقرارکردند.

ازسوی دیگر،دولت آمریکاضمن مثبت ارزیابی کردن روندتحولات داخلی ایران،سعی می کردباحمایت از لیبرال ها،سیاست داخلی ایران رادرجهت اهداف موردنظرخود هدایت کند.به همین دلیل بادخالت دراغتشاشات مرزی-نظیرکردستانوگنبدو...-ضمن مشغول کردن نیروهای حزب الله وپیروخط امام(ره)،درصددتثبیت موقعیت لیبرال هادرمسنداموربرآمد.                                                                                                                                                                                                                              

گروهای چپ وراست نیزازاین موقعیت استفاده نموده،وباحضوردرمراکزمختلف_ ازجمله کارخانه هاودانشگاه ها-تلاش گسترده ای آغازکردندوقصدداشتندبا بهره داری ازاوضاع،درمصادرحساس نفوذکنندوسرانجام رشته ی اموررابه دست گیرند،وباسیاست گاهی به نعل وگاهی به میخ،سعی می کردندضمن حمایت ازدولت بازرگان،مشکلات پیش آمده رامتوجه لیبرال کنند.

درمقابل این جریانات،نیروهای اصیل انقلاب اسلامی که ازفرامین ودستورات امام خمینی (ره)تبعیت می کردند،برای حفظ دستاورد های انقلاب واجرای احکام اسلام همه تلاش های خود را به کار گرفتند  ودر این راستا با برگزاری رفراندوم12فروردین1358که در آن نوع حکومت مشخص شد ونیز انتخابات مجلس خبرگان به منظورتدوین قانون اساس و مجلس شورای اسلامی قدم های مهمی در جهت تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی برداشتند . اماایجاد جو نا آرام سیاسی و ایجا فشار روانی از سوی گروهک هاوتفرقه افکنی در صفوف ملت ،با تحریک عوامل خارجی در سایه یحاکمیت لیبرال ها،وضعیتی را به وجود اوردکه برای نیروی مومن حتی خودحضرت امام(ره)قابل تحمل نبود.

نکته قابل توجه درموردلیبرال این است که سابقه مبارزاتی آن ها علیه رژیم پهلوی،نظیرسیاست کشورداری آن هابعدازانقلاب بود.آنان نه تنهاهیچ گاه مبارزجدی نبودند،بلکه اساسا"اعتقادی به سرنگونی رژیم پهلوی نداشتند.باوجوداین،ازپیروزی خودرامتوالی اصلی انقلاب قلمدادکرده،حتی امام(ره)راازچهره های مبارزی می دانستندکه به سلک آن هاپیوسته است.روی کارآمدن مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیرازسوی حضرت امام(ره)،براساس تدبیر خاصی صورت گرفته بود،زیراامام راحل(ره)به خوبی می دانست که اگربخواهندلیبرال هاوهرمدعی دیگری مانندبنی صدرراباعلم بی کفایتی آن هااصلا"واردصحنه ی سیاست نکنند،برای همیشه خمل نظام جمهوری اسلامی خواهندبود(الان باهم با آن همه رسوایی،مدعی خیلی چیزهاهستند).،وبایدک کشیدن سابقه ی زندان و مبارزه کهباحمایت بعضا"جناح های مذهبی همراه بود،درشرایط نارس سیاسی وفکری جامعه،انقلاب اسلامی رابامشکل عمده ای مواجه می ساختند.

بدین ترتیب،امام(ره)تصمیم گرفتندکه لیبرال هاراواردصحنه کنند،تاامحتان خودراپس داده،برای همیشه طومارآن هارادرهم پیچیده شود،وازنظرایشان،بهترین زمان همان شرایط اولیه ی انقلاب بود.لذاملاحظه می کنیم که امام راحل(ره)به عنوان حافظ اصلی انقلاب اسلامی،چگونه لیبرال هارادررسیدن به اهدافخودباوجودحاکمیت دردستگاه های اجرایی کشورناکام می گذارند.البته لیبرال هابه گمان اینکه همه چیزرابه دست گرفتند،باشتاب زدگی هرچه بیشترباعث افول عمرکوتاه سیاسی خودشدند،زیراباعلنی کردن اهداف پنهان درسخرانی هاومصابحه ها،حتی برقراری با آمریکاوملاقات باسران آن ها،نیروهای انقلاب وپیروخط امام(ره)رادرشرایطی قراردادندکه به مرکزهدایت وسازماندهی این توطئه هایعنی سفارت امریکاحمله ورشوند وبنابه فرموده ی امام(ره)،انقلابی بزرگ تراز انقلاب اول رابه وجودآورند.

 

اگرچه اشغال سفارت آمریکاتوسط دانشجویان پیروخط امام وافشای اهداف توسعه طلبانه ی آمریکاوپرده برداشتن بعضی ازسران دولت موقت،موجب سقوط دولت مهندس بازرگان،ولی حکومت لیبرالیسم باانتخاب بنی صدربه عنوان ریئس جمهور،همچنان به حیات خودادامه دادوباسیاست حذف نیروهای انقلابی ازتمام صحنه ها،اطمینان آمریکاوگروهک های وابسته به اودر داخل رابیشترازدولت موقت به خودجلب نمود.درمجموع،عوامل فشارعلیه خط امام ونیروهای وفاداربه این خط رامی توان درمواردزیرخلاصه کرد:

1.فشارسیاسی آمریکابه منظورآزادکردن جاسوسان خوددرسفارت آمریکا،که باحفظ موقعیت سیاسی لیبرال ها همراه بود.دراین مورد،می توان قطع ارسال تجهیزات نظامی وتجاری وتوقف واردات آمریکابه ایران توسط کارتر(رییس جمهوروقت آمریکا)،لغو پروازهای آمریکابه ایران وصدورروادیدبرای ایرانیان وتوقیف دارایی های ایران دربانک های آمریکایی رانام برد.

2.تشدیدبحران هاوناآرامی های مرزی دراستان کردستان.،

3.طرح حمله ی نظامی درواقعه ی طبس به بهانه ی آزادخواستن گروگان های آمریکایی درایران.،

4.درخواست آمریکاازکشورهای عضوبازارمشترک اروپامبنی برتحریم اقتصادی ایران وموافقت آن ها.،

5.ایجادجوشدیدتبلیغاتی وجنگ روانی علیه نیروهای مومن وانقلابی،باتحریک گروهک های داخلی خصوصا"سازمان منافقین.،

6.بالاخره محورقراردادن بنی صدر(ریئس جمهوروقت)دراجرای اهداف داخلی وایجادوحدت تاکتیکی بین همه ی گره های مخالف در لوای بنی صدرواستفاده ازموقعیت وامکانات تبلیغاتی رییس جمهوردرراستای تحقق آن .

سرانجام،پس ازاینکه بااین فشارهانتوانستندنیروهای مکتبی راازصحنه های مختلف انقلاب حذف وحاکمیت ولایت فقیه راتضعیف کنندبراساس تحلیل های محاسبه شده ایجادیک غالئه ی مرزی ودرگیرشدن بارژیم عراق رابرای شکست نیروهای مکتبی موثردیدند.ازاین رو،ارایه ی تفسیری نادرست ازمفهوم صدور انقلاب،که تحریک دولت های مرتجعمنطقه-خصوصا"رژیم عراق-راعلیه انقلاب اسامی وشخص حضرت امام(ره)همراه داشت،می توانست برای شروع مناسب باشد،زیرارژیم بعثی عراق باداشتن بیش ترین شیعه ووجودعتبات مقدس امامان شیعه درآن کشورخودرا اولین کانون سرایت صدورانقلاب اسلامی تلقی می کرد،لذاپیش ازسران دولت های دیگرمنطقه احساس خطرنمودوباشهید کردن آیت الله صدروخواهرش،به قلع وقمع نیروهای جوان مذهبی پرداخت.

امریکابامثبت ارزیابی کردن این استراتژی،علاوه برتبلیغات بین المللی ومنطقه ای،سیاست تبلیغاتی داخل ایران نیزدرجهت تحریک رژ یم عراق هدایت می نمود.ورژیم عراق راواداربه ارسال گزارش تحریکات داخلی لیبرال هابه مجامع بین المللی می کرد،تاحمله ی سراسری آن هارادرآینده موجه جلوه دهد.برای نمونه ،وزارت خارجه ی عراق در تاریخ16مه1980به دبیرکل سازمان وحدت آفریقانوشت:

«دولت ایران،سه جزیره ی عربی راکه شاه بازور وباتخلف ازقوانین وعرف بین المللی اشغال کرده بودهنوزدرتصرف خوددارد.به علاوه،دولت ایران درامورداخلی کشورهای دیگر،باصدوربه اصطلاح انقلاب ایران دخالت می کندوآن هابه تهدیداعمال زورمی نماید.به علاوه فرمانده نیروی زمینی ایران پس ازملاقات باامام خمینی وبنی صدردرتاریخ7آوریل1980اعلام داشت که عدن وبغدادمتعلق به ماست.»

متأسفانه بعضی ازشصیت های سیاسی ونظامی وقت هم درموردمالکیت ارضی تیسفون ومدائن و بصره ودیگراراضی عراق سخن گفتندویامصاحبه کردند.،اگرچه بعضا"نیت سوئی نداشتندوبیشتربرای بزرگ جلوه دادن توان نظامی ارتش ایران بود،ولی درمجموع این گونه تبلیغات،خوشایند لیبرال هادرراستای سیاست تحریک عراق بود.

سعدون حمادی-نماینده ی دولت بعثی عراق درسازمان ملل متحد-هم انگشت روی همین نقطه نظرات گذاشت وباجمع بندی ازصدورانقلاب،جمهوری اسلامی رابه تمایلات کشورگشایی متهم کرد.

امام راحل(ره)که هرمقطعی متوجه نقشه های شوم دشمنان بوده،بلافاصله راه های خنثی سازی آن راپیش بینی می فرمودند،این بارنیزتلقی نادرست مغرضانه ی دشمن درموردصدورانقلاب رابه خوبی دریافتندوبرای آگاه کردن اذهان آحاد ملت فرمودند:

«این معنی غلط راازصدور انقلاب برداشت نکندکه ما می خواهیم کشورگشایی کنیم.ماهمه کشورهای مسلمین راازخودمان می دانیم.همه ی کشورهاباید درمحل خودشان باشند...معنی صدورانقلاب ما این است که همه ی  ملت هابیدارشوندوخودشان راازاین گرفتاری که دارندوتحت سلطه ای که هستندوازاین که همه ی مخازن آن ها داردوبه باد می رود وخوشان به نحو فقرزندگی می کنند،نجات دهند...ما می خواهیم این چیزی که درایران واقع شد،این بیداری واین که خودشان راازابر قدرت ها فاصله دادندودست آن هاراازمخازن خودکوتاه کردند،این درهمه ی ملت هاودرهمه ی دولت هاواقع بشود.آرزوی ما این است.»  

دلیل روشن مادراین که بنی صدرمی خواست ازبحران تجاوز رژیم عراق به ایران در جهت حذف نیرو های مکتبی ودررأس همه ی آن هاروحانیت آگاه ومتعهد به ولایت فقیه-خصوصا" شخص آیت الله دکتربهشتی-استفاده ی مطلوب ببرد،موضوع گیرهای اودرایام بعدازتجاوزسراسری رژیم عراق است.بنی صذرازیک سوهیچ گونه برنامه ریزی عملیاتی برای دفع تجاوزدشمن که بخش عظیمی ازخاک کشورمان رادرغرب وجنوب تحت اشغال خود داشت ،واصلا"اعتقادی به مقابله با آن ها برای هدف مذکورنداشت .،وازسوی دیگر علت ناتوانی وعدم برنامه ریزی عملیاتی کوتاه مدت ودرازمدت رامزاحمت وکارشکانی گره اقلیتی(نیروهای مکتبی)درداخل می دانست وهمه ی ناکامی ودر حفظ مرزهاوعقب نشینی ها رابه خرج نیروهای مکتبی تجزیه وتحلیل می کرد.برای نمونه،وی درسخرانی14اسفند1359 گفت:«درداخل کشور کسانی هستند که موافق پیروزی ما دراین جنگ نیستندوپیروزی ما را خطرناک ترازپیروزی دشمن میدانند.این هاکه این ها که بطورعلنی بگویندما باپیروزی نیروهای مسلح مخالفیم.،آن ها عمده کوشش خودراتضعیف ریس جمهوروشکستن روحیه ی نیروهای مسلح ما کرده اند وهرروزیک دروغ رامی سازندومی رونداز توربین های که دارند،درمیان مردم شایع می کنند.

ازنظربنی صدر،جنگ ایران وعراق راباید جنگ تصفیه ی نیروهای خط امام نامید.وی دقیقابادستاویزقراردادن مسایل جبهه،حرکت نیروهای مکتبی راکه باسیاست هدایت شده ی اوازسوی آمریکا مخالفت می کردند،به عنوان تضعیف نیروهای مسلح قلمدادمی نمود،وخلاصه این که شکست نیروهای انقلابی ومکتبی ودرنهایت حذف خط ولایت فقیه برای بنی صدرازدفع تجاوزبیگانه مهم تربود.

تبلیغات شدیداووهوادارانش بااستفاده ازموقعیت ریاست جمهوری علیه نیروهای وفاداربه انقلاب وامام راحل (ره)وممانعت از حضور نیروهای مردمی درجبهه هاوعدم تجهیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و....،دلایل روشنی هستند که نشان می دهدبنی صدرقبل ازهرچیز می خواست بااستفاده ازحربه جنگ ،تکلیف خودرا بانیروهای مکتبی دراخل روشن کندوباظاهرشدن درصفحه تلویزیون بالباس رزم ویامصاحبه درجبهه ها،می خواست به مردم بفهماند که ریس جمهور شما به فکرجنگ است،اما اگرپیشرفتی نیست،به دلیل مشکلاتی است که نیروهایمخالف ریس جمهورایجادمی کنند.وبااین عوام فریبی قصدداشت مردم راعلیه نیروهای مخلص انقلاب بشوراند،بنی صدر درسخنرانی مفتضحانه ی خودر14اسفند1359،ازاین نیت باطنی خودپرده برمی دارد:  

«مطمئنم که مردم امروز ما ونه تاریخ،کسانی را که به هر بهانه روحیه ی نیروی مسلح را تضعیف می کنند،نخواهند بخشید،نیرویی که در جبهه است،در صورتی که وسایل وابزار خود را کافی نبیند،روحیه اش پایین می آید:در صورتی که جوی را پشت سر خود ببیند که جو تحقیروبهانه جویی باشد،جو شایعه سازی باشد،تضعیف می شودو این خیلی تضعیف کننده باشد. »

به طور ی کاملا ملاحظه می شود،بنی صدر بین شیطنت های خودو مسایل جبهه پیوند می زدوتضعیف خود را تضعیف نیروهای مسلح می دانست و مفهومش آن است که کسانی که نگران سرنوشت جنگ هستند،باید از رییس جمهورحمایت کنندو ماجراجوریی های او رابه مصالح انقلاب بدانند.شگرد های او تا حدودی واقع کارگرواقع شدوشخصیت های بزرگی چون شهید دکتر بهشتی (ره)در مظلومیت کامل قرار گرفتند.البته زمان حملات بنی صدرعلیه نیروهای انقلابی اوج می گرفت که شهید رجایی به عنوان نخست وزیرمامورتشکیل کابینه شدو تثبیت دولت او می توانست به کلی لیبرال ها را در رسیدن به مقاصد خود ناکام بگذارد.لذا سخنرانی 17شهریوربنی صدردر میدان شهدا –که با صحنه برداری منافقین برگزار شد-خطر به اصلاح گروه اقلیتی را از خطر امریکا و حضور دشمنان در خاک کشورمان بیشتر دانست .ظاهرا بنی صدربر خلاف میل باطنی،خود را هماهنگ با حضرت امام (ره) نشان دهد وقبل از حذف نیروهای مکتبی، برخورد با ولایت فقیه را به مصلحت خود نمی دید،.لذا در همین سخنرانی برای اینکه خود را به خط امامی جلوه دهند، گفت:

«خط اصلی امام،خط وحدت است،وحدت مردم را با مرز بندی های قلابی بر هم نزنید...اگرنخستیین رییس جمهور ایران خدایی نکرده مخالف امام باشد وبنیانگذار جمهوری است،آن کسی موفق است ،کیست؟»

البته نیروهای مکتبی هم درمقابل شیطنت لیبرال وگروهک های وابسته،بیکار ننشستند وبا افشای اهداف پنهان آن ها، اذهان مردم راروشن می ساختند.،به طوری که حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در پاسخ به اتهامات بنی صدر گفت:

«من آماده ام تا دلایل خود را مبنی بر عدم توافق صد د صد با آقای بنی صدر اعلام کنم وبگویم که چرا ما نمی توانیم به طورهمه جانبه با ایشان مثل آقای رجایی موافق باشیم، خلاصه همین قدرکه ایشان از حکومت های مکتبی هاوحشت می کنند،ما به همان اندازه از حکومت لیبرال ها وحشت داریم و نمی توانیم بعد از انقلاب تحمل کنیم که یک لیبرالیسم بر کشور حکومت کند که انقلاب به کلی نابودشود،که هیچ روح اسلام وروح رهبروروح شهدابا آن موافق نیست... ایشان یک اقلیتی را مورد نکوهش قرارمی دادند که من دلم می خواست که ایشان انقدر شهامت به خرج می دادندکه صریح نام اقلیت ،انقلاب اسلامی اند ؟یا دانشجوی پیرو خط امامند؟آیا مدرسین حوزه ی علمیه ی قم اند؟ کی هستند این ها؟ یا همه این ها هستند .»

آن کسی رییس جمهور است وفرماندهی کل قواهم به تفویض شده است،جنگ را بر وفق خود می بیندوبه جای بیرون راندن دشمن از خاک کشور،آن را دست مایه ی خوبی برای سرکوب و حذف نیروهای مکتبی و وفادار به انقلاب اسلامی می داند،و از سوی ،دیگر  نیروهای دلسوز و عاشقان ولایت از کوچک ترین وسیله ی دفاعی محروم هستند وتحمل  چنین شرایطی برای آن ها بسیار دردناک وکشنده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ساعت 17:11  توسط اسماعیل نیسی زاملی  |